وب نوشته‌هاي مجيد باروت‌كوب زاده

اصلی‌ترین مراکز برگزاری این رسم باشکوه دینی در شهرها و آبادی‌های اطراف کویر مرکز ایران به چشم می‌خورد، از جنوب خراسان گرفته تا سمنان، دامغان، خمین، نواحی قم، کاشان، ابیانه، خور و بیابانک، زواره، اردستان، نائین و ...، و در بین این مناطق، بیشترین و شاخص­ترین نخل‌ها در استان یزد، متمرکز است. به گونه­ای که می‌توان گفت، هیچ آبادی نیست که یک یا چند نخل امام حسین(ع) در آن یافت نشود.

مراسم نخل برداری از ویژگی‌های منحصر به فرد از ميان مراسم‌هاي ويژه محرم و عزاداری در یزد محسوب می‌شود که با همکاری و همدلی اهالی در تمام مراحل مراسم، از کمک مالی گرفته تا کمک در تزئین و عَلَم کردن و حمل آن در روز عاشورا و ... برگزار می‌شود. و جالب اینکه در برخی موارد، زرتشتیان یزد نیز در ساختن نخل‌ها، همیاری و همکاری دارند. آنها حضرت سیدالشهدا (ع) را همسر شهربانوی ایرانی دانسته و نسبت به وی احترام و ارادت خاصی قائل هستند.

ایام ماه محرم و صفر از دیرباز نزد ایرانیان از جایگاه خاصی برخوردار بوده و دو ماه خاص عزاداری شیعیان جهان به شمار می‌رود از اینرو در هر منطقه ای برگزاری آن با آداب و سنن خاصی همراه بوده، در یزد نیز شور برپایی این مراسم آغاز شده است.

در استان‌های مختلف کشورمان هر سال شاهد برگزاری مراسمی ویژه و خاص مناطق مختلف هستیم که برگزاری آن حاکی از ارادت و علاقه مسلمانان حتی اقلیت‌های مذهبی به امام حسین(ع) و خاندان گرامی ایشان است.

در یزد نیز که استانی مذهبی است و آوازه عشق و ارادت مردم آن به ائمه اطهار(ع) به خارج از مرزها نیز رسیده است هرساله مراسمی خاص برپا می‌شود و علاوه بر مردم استان که خود میزبان برگزاری مراسم‌های مختلف هستند، افرادی از سایر استان‌های کشور و تعداد بسیاری توریست خارجی نیز به تماشای شور حسینی این خطه از کشورمان می‌آیند.

مراسم عزاداری مردم یزد از نخستین روزهای ماه محرم و حتی در برخی مناطق در آخرین روزهای ذی الحجه آغاز می‌شود و هر منطقه از این استان آداب و رسومی خاص برای هر یک از روزهای محرم و صفر وجود دارد. یکی از جذاب‌ترین رسومی که از آغازین روزهای ماه محرم آغاز می‌شود جمع‌آوری نذورات مردمی است.

در نخستین روز محرم، دیگ‌های بزرگ مسی در گوشه‌ای از معابر در چهارراه‌ها، میدانهای اصلی شهر، اماکن زیارتی و مراکز پر تردد شهر قرار می‌گیرد که هر دیگ متعلق به هیئت و حسینه‌ای خاص است و مردمی که از سال‌ها قبل به قول یزدی‌ها «نیتی به دل گرفته‌اند» نذورات خود را داخل این دیگ‌ها می‌گذارند. این نذورات از هر چیز و به هر میزانی می‌تواند باشد. از حبوبات و برنج و شکر گرفته تا وجه نقد. مقدار و ارزش ریالی آن نیز معمولا زیاد نیست. این دیگ‌ها روز قبل از تاسوعا از سطح شهر جمع آوری می‌شوند و با محتویات آن نذورات مختلفی برای عزاداران حسینی طبخ می‌شود.

از دیگر رسوم کهن یزد که قدمتی دیرینه دارد و هر ساله بسیاری از مشتاقان در سراسر کشور و حتی دنیا را به خود جذب می‌کند، نخل برداری است. این مراسم از دیرباز نزد یزدیها مرسوم بوده است و جذابیتی خاص دارد. «نخل» به عنوان تابوت امام حسین(ع) شناخته می شود که چوب بستی عظیم به شکل برگ درخت است اما شباهتی به برگ درخت خرما ندارد.

در ایام محرم نخل را با پارچه سر تا سر سیاهپوش می‌کنند و از آن صدها شمشیر، قمه و خنجر برهنه آویزان می‌کنند. این نخل تزئینات دیگری نظیر آینه، میوه، پولکهای مختلف، منگوله‌های تزئینی، دستمال‌های ابریشمی رنگی نیز دارد که در دو طرف نخل بسته می‌شود.

در دهه اول محرم و یا در دهه آخر صفر، نخل توسط مردم عزادار مانند کشتی به حرکت در می‌آید و سه دور گرد میدان نخل می‌چرخد و آنگاه آرام آرام به درون آشیانه خود باز می‌گردد. مراسم نخل‌برداری در بسیاری از شهرهای یزد مختص روز عاشوراست و در روزهای دیگر نخل‌برداری انجام نمی‌شود. این مراسم هر سال با روضه‌خوانی، سینه‌زنی، عزاداری، پخش نذری، ذبح قربانی و دود کردن اسفند همراه است و در شهرستان‌هایی نظیر «تفت» و «اشكذر» با شکوه و عظمت خاصی برگزار می‌شود.

بزرگ‌ترین نخل استان یزد، هم اکنون در شهرستان «تفت» قرار دارد و هر سال در روز عاشورا جمعیتی میلیونی در این مراسم شرکت می‌کنند و صدها نفر مردم قوی هیکل این سنبل عظیم را بر دوش می‌کشند و گرد میدان نخل به حرکت در می‌آورند. نخل‌ها در دیگر ایام سال بدون تزئیین در کنار حسینه‌ها، تکایا و میادین بزرگ شهر قرار دارند و سنبل عشق و ارادت مردم یزد به امام حسین(ع) به شمار می‌روند.

در گذشته، جهت مراسم آذین‌بندی و آماده کردن نخلها برای عزاداری ماه محرم با یک فراخوان، اهل محل و یا آبادی صورت می‌گرفت. رسم سنتی بر این شکل بود که وقتی می‌خواستند نخل‌ها را برای انجام مراسم محرم و عاشورای حسینی آماده کنند، چند روز پیش از فرارسیدن محرم، آئین‌هایی برای گردآوری کمک‌های گوناگون از مردم برگزاري مي‌شد. و اهالی نیز از یک تکه چوب و ریسمان گرفته تا پارچه­های الوان، چراغ­، آئینه، خنجر، دشنه­، پیاله زنگوله، سپر، و دیگر زیورآلات را برای آذین بندی هرچه باشکوه­تر نخل به حسینیه‌هاي محل زندگي خود، تحویل می‌دادند. همچنین، در یزد و حوالی آن، رسم بر این بوده و است که درختانی را وقف می‌کنند تا در زمان کهنسالی آن، ساقه­هایش صرف مرمت و ساخت نخل گردد.

برگزاري مراسم عزاداري و تعزيه خواني به ويژه به ياد جانفشاني و آزادمردي امام حسين (ع) در يزد، از سابقه‌اي طولاني برخوردار است. مردم دار العباده يزد، هر ساله در يک يا چند روز از دهه اول محرم و حتي تا سيزدهم محرم، اقدام به «نخل برداري» يا به گفته خودشان «نقل برداري» مي‌نمايند. مراسم نخل برداري در شهرهاي تابعه و حتي روستاها که عموماً داراي نخل هستند نيز برگزار مي‌شود.

عزاداران حسيني در يزد، اعتقاد راستيني به عمل نخل برداري دارند، تا حدي که براي رفتن در زير نخل و شرکت در نخل برداري، نذر مي‌کنند و يا بهترين دام خود را در پاي نخل، قرباني مي‌كنند و حتي برخي براي رفع حاجت خود به نخل متوسل مي‌شوند و يا بعضي هرگاه به نخل برسند، به نخل، سلام مي‌دهند و دست بر آن كشيده، به سر و صورت و اندام خود به تبرک مي‌کشند.

يزد در گذر تاريخ:

يزد، يکی از مراکز مهم فرهنگ و تمدن بشمار می‌رود و در بين سرزمين‌هايی که انسان‌های يکجانشين در پهنه آن عمری چندين هزار ساله را داشته‌اند، جايگاه خاصی دارد.

اينکه در افسانه‌های تاريخی بنای اولیة مناطقی از يزد مثلا «ميبد» را به سليمان نبی، و «يزد» را به ضحاک و اسکندر و «ابرکوه» را به ابراهيم پيامبرنسبت داده‌اند، خود از نشانه‌های ديرينگی تاريخ و فرهنگ اين سرزمين کهن است.

هرچند که در بيان تاريخ نمی‌شود به اين روايت‌های افسانه وار تکيه کرد: اما مجموعه اسناد پراکنده موجود در يزد نيز به سهم خود ميراث شايان توجهی از فرهنگ و تمدن کهن و ريشه‌دار را در اين سرزمين معرفی می‌کند. برای مثال دست افزارهای سنگی يافت شده در تره‌های شير کوه، سنگ نگاره‌های کوه ارنان و سفالی نه‌های منقوش کشف شده در نارين قلعه ميبد و نيز غارهای متعدد استان و مساکن باستانی و آثار معماری و شهر سازی باستانی و يادگارهای آئين های کهن ايرانی نظير آئين مهر پرستی و نيآيش آناهيتا، که در گوشه و کنار اين استان پراکنده است.

سکنی گزينی در اين ديار همزمان با آغاز عصر کشاورزی در نقاطی همچون مهر پادين (مهريز) فهرشان، پهره (فهرج) ، خورميش (خورميز)، ارد (اردکان)، شواز، قلاع موبدان (ميبد) خراسان قرار داشتند و جزء- کرمان و پارس- عقدا پا گرفته است که در تقاطع راه‌های باستانی ری سرزمين‌های دور دست ماد شمرده می‌شدند.

يزد در دوره هخامنشی به «ايساتيس» مشهور بوده. در جغرافيای بطلميوس ايساتيس در دوره هخامنشی از جايگاه استراتژيک و ارتباطی ويژه‌ای برخوردار بوده و دارای اهميت نظامی، راهداری و بازرگانی بوده است و تا زمان حمله اسکندر مقدونی نيز وجود داشته است.

روايتی است که «اسکندر» نام ايساتيس را به «کثه» تغيير داد و بعدها شهر جديد بر ويرانه‌های آن بنا شد می‌گويند هنگامی که شماری از بزرگان ايران در ری عليه اسکندر برخاستند، وی آنها را دستگير کرد و همراه خود به فارس برد. چون به ويرانه‌های ايساتيس رسید، زندانيان را در چاهی زندانی کرد و آن محل را «کثه» ناميد که در زبان يونانی به معنی زندان يا شهر کوچک است.

يزد ريشه در «يسن»، «يشت» و يا «يزش»، به معنای «ستايش و نيايش» در زبان فارسی ميانه دارد. يزد از يزدان به مفهوم پاک و مقدس و به معنی «ذات خداوند» نيز می‌تواند گرفته شده باشد. پس نام کنونی اين استان يادگاری است از دوره ساسانی، و می‌توان آن را «شهر آفريننده خوبي‌ها و پاکي‌ها» و «شهر خدا» دانست.

 

آغاز دوران اسلامی:

يزد به دليل جايگاه ويژه خود و قرار گرفتن در کنار شاهراه اصلی شرقی غربی ايران باستان، در نخستين سده اسلامی و در زمان خلافت عثمان، بدست مسلمانان افتاد و از نيمه دوم قرن اول هجری دو قبيله از اعراب فاتح (بنی تميم و بنی عامر) در محلی که اکنون کوی عرب‌ها ناميده می‌شود، اسکان يافتند.

تا پايان دوره امويان، يزد به دست اعراب اداره می‌شد. يزد در تاريخ پر فراز و نشيب خود، روزهای تلخ و شيرين بسيار داشته و در گذر زمان و تحت تأثير عوامل و حوادث گوناگون، دچار آبادي‌ها و ويراني‌ها گرديده است.

تاريخ نگاران از زمان صفاريان، سامانيان و غزنويان اطلاعات چندانی را در اختيار ما قرار نداده‌اند: اما قرن دوم تا چهارم هجری را (همزمان با احياء دولت‌های ايرانی) دوران آسايش و امنيت نسبی و رشد و اعتلای نيروهای توليدی منطقه يزد و احداص و حفر قنات و نهر آبياری وتوسعه اراضی کشاورزی و باغ‌ها می‌دانند. شايد بدليل وجود همين امنيت است که در قرن چهارم هجری و درزمان استيلای آل بويه بر قسمت‌های غرب و جنوب ايران و عراق، جمعی از علويان به يزد آمدند و در محلی که به کوی حسينيان معروف شد، سکونت گزيدند. سر شناس‌ترين ايشان «امامزاده سيد جعفر» است که در سال 424 هجری قمری وفات يافت و هم اکنون مزارش يکی از زيارتگاه‌های دوران طلايی و شکوفايی يزد در زمان «آل کاکويه» و «اتابکان» بود. حکام آل کاکويه در يزد منشأ اثر و باعث خير و برکت شدند و درتوسعه شهر و رفاه عامه سعی فراوان داشتند. مساجد و مدارسی چند و قنات‌هايی جهت آبياری دهان و محلات شهر ايجاد کردند.

ساخت بقعه دوازده امام که قديمی‌ترين بنای کتيبه دار استان يزد است و آنرا مقبره علاء الدين کالنجار می‌دانند، احداث يک حصار جديد  چهار امير سردار علاءالدوله به خط کوفی آن نقش شده بود، ايجاد ده گرد فرامرز در حوالی ابرند آباد و نيز محله يعقوبی که تا امروز به همين نام نشان باقی است، از کارهای شاخص اين دوره است.

«تابکان» در سال‌های 536 تا718 هجری با وجود نابسامانی و هجوم طوايف بيگانه به کرمان، اصفهان، فارس، به آرامی حکومت کردند. در اين دوره يزد در مسير جنوبی جاده ابريشم قرار داشت و منسوجات مختلفی که مواد اوليه آنها از نقاطی مانند: استر آباد، گيلان و مرو می آمد توليد می‌شد. دوری از  سر حدات، استقرار حکومت آل بويه در اصفهان و فارس، رونق مبادلات بازرگانی و قرار گرفتن بر سر راه‌های تجاری و کاروان رو نواحی مرکزی و جنوبی ايران، موجبات رشد و تکامل شهر نشينی منطقه را در اين دوره فراهم آورد . اتابکان با علاقه‌مندی زينت بيشتری به يزد داده‌اند و مدرسه و مساجد زيادی در آن بنا کردند. در زمان حمله مغول که با آن عصر سياهی و شديد ويراني‌ها آغاز شد، نواحی يزد نيز تحت تأثيرات منفی آن قرار گرفت.

«آل مظفر» يکی از قدرتمندترين خاندانهی ناحيه يزد بودند. در زمان آنها محله‌های جديد در داخل شهر يزد احداث و هفت دروازه نيز گرد شهر ساخته شد تعمير قلعه ميبد، احداث يک بارو و حفر يک خندق نيز بری آن از اقدامات آنان بود.

آل مظفر آثار زيادی ازخود بر جی گذاشتند که مهم‌ترين آنها مسجد جامع فعلی يزد، خانقاه سيد رکن الدين، ميدان وقت الساعت، رسد خانه، منار مسجد مهر پائين و منار مسجد جامع ندوشن است. اکثر هنرمندان و دانشمندان بری در امان ماندن از حملات مغول ين شهر را مرکز فعاليت‌های هنری و علمی دوران تيموری دوره اختلال و پريشانی در جنوب يران بود. بطوريکه اصفهان و شيراز صدمه زيادی ديده اند ويزد نيز از ين نابسمانی رنج فراوان برد اما در روزگار شاهرخ تيموری خرابيها ترميم شد حدود هزار واحد مسکونی، تجاری ، مدرسه ، حمام وکاروانسرا تعميير شدند. تيموريان دورشهر بارو و خندق و دروازه‌هاي جديد يجاد کرده‌اند. امير جلال الدين چخماق در کنار دروازه مهريجرد مجموعه مسجد،  خانقاه، کاروانسرا، حمام و آب انبار و بازار بنا کرد که قسمتی از آن هنوز در ميدان مرکزی شهر پابرجااست. مسجد مير چخماق بنام مسجد جمعه يزد که در مقابل مسجد جامع آل کاکويه و آل مظفر در کنار، ميدان امير چخماق قرار دارد يکی از مظاهر شکوهمند معماری و از ديدنی هی ارزشمند يزد است.

در زمان صفويه يزد بعنوان يک مرکز تجاری و توليدی داری اهميتی خاص شد و در مبادلات بازرگانی رشد کرد در ين دوره راه پيتخت ( قزوين) از طريق سمنان و جندق به اردکان و يزد می‌پيوست و کالاهی مناطق شمالی و جنوبی کشور از ين طريق مبادله می شد. همچنين راه شاهی اصفهان به يزد و کرمان بعد از پيتخت شدن اصفهان ساخته شد و رباطهيی زيبا و بزرگ چون رباط ميان راه عقدا تعمير شد و رباط زيبی قلعه خرگوش در کنار بيابان گاوخونی ساخته شد. از مهم‌ترين آثار تاريخی دوران صفويه می‌توان به مدرسه شفيعيه و رباط خوش طرح و زيبی زين الدين اشاره کرد.

در جريان هجوم افاغنه صنعت و تجارت يزد لطمات فراوان ديد. باروی کار آمدن نادرشاه افشار و بيرون راندن افغان‌ها از يران محمد تقی خان به حکومت يزد منصوب شد. وی و فرزندانش در يزد مجموعه ی از بازارها، کاروانسراها و عمارتها را بنا کردند که مهم‌ترين آنها «باغ دولت آباد» و «بادگير بلند و زيبای» آن و عمارت «جنت آباد» است.

 مراسم مذهبي در يزد:

به طور كلي مراسم مذهبي در يزد را مي‌توان  در دو دسته تقسيم بندي كرد:

 الف) جشن و سرورهای خصوصی و عمومی:

اکثریت قریب به اتفاق مردم استان یزد پیرو دین اسلام و شیعه دوازده امامی هستند. به همین دلیل مجموعه مراسم تحت تأثیر رفتارها و کنش‌های فرهنگی اسلامی و ملی صورت می‌گیرد. مراسم عروسی، اعیاد ملی و مذهبی نظیر عید نوروز، عید فطر، عید غدیر خم، عید مبعث و سالروز تولد پیامبر اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) به ویژه نیمه شعبان (سالروز تولد دوازدهمین امام یعنی امام مهدی (عج)) به طرزی با شکوه و مفصل برگزار می‌شود.

مراسم مربوط به جشن‌ها و اعیاد زرتشتیان نیز از جذابیت خاصی برخوردار است. مراسم عروسی و همسر گزینی طی مراحلی صورت می‌گیرد. خواستگاری، وکیل پرسان، گواه گیران، عروس‌کشان و پاتختی از جمله این مراحل است.

جشن‌های ماهانه (برابر شدن نام روز با نام ماه مثلاً روز فروردین با ماه فروردین) جشن‌های مفصلی موسوم به گاهنبارها، نوروز جمشیدی و مراسم پنج روز پایان سال، روز تولد آشو زرتشت پیامبر ایران و باستان (روز خرداد از ماه فروردین مصادف با ششم فروردین) و جشن سده یا جشن بزرگداشت آتش اهورا مزدا منصوب به هوشنگ پادشاه پیشدادی در روز دهم بهمن ماه از مهمترین مراسم شادی هستند که از سوی زرتشتیان با شکوه خاصی برگزار می‌شود. مراسم عید پسح، یهودیان به مدت 8 روز به مناسبت نجات قوم بنی اسرائیل توسط حضرت موسی (ع) در کنیسه «هاداش» یزد از طرف اقلیت بسیار کوچک یهودی برگزار می‌شود.

 ب) سوگ و عزاداری های عمومی و خصوصی:

مراسم (نخل برداری) که از قدیم الایام در یزد مرسوم بوده است، جذابیت خاصی دارد.

نخل به عنوان تابوت سومین امام یعنی امام حسین (ع) شناخته می‌شود. نخل، چوب بستی عظیم به شکل برگ درخت است که شباهتی به برگ خرما ندارد. نخل با پارچه سیاه سر تا پا سیاه پوش می‌شود و صد ها شمشیر، قمه، و خنجر برهنه با تزئینات خاصی مانند: آئینه‌ها، میوه‌ها، پولک‌ها، منگله‌ها، دستمال‌های ابریشمی رنگی بر دو طرف بدنه نخل بسته می‌شود. در دهه اول محرم و یا در دهه آخر ماه صفر (دو ماه خاص عزاداری شیعیان) نخل توسط مردم عزادار مانند کشتی به حرکت در می‌آید و سه دور گرد میدان نخل می‌چرخد و آنگاه آرام آرام به درون آشیانه خود باز می‌گردد. همراه با چنین مراسمی، روضه خوانی، سینه زنی و عزاداری انجام می‌شود.

 تعريف نخل:

در ارائه تعریفی جامع و مانع از نخل، باید گفت: به دلیل تشابه نخل، حجله، چلچراغ عزا، محفّه و تابوت محدوده معنایی نخل نامشخص می‌باشد ولی با این وجود ، تعاریف مختلفی در معرفی نخل آمده است  مطمئنا ، نخل در وهله نخست، برای هر شنونده‌ای یادآور و تداعی کننده درخت خرما است. شاید مهم­ترین رواج این نام و رسم، این باشد که در روایات و اعتقادات مردم، پیکر مقدس امام حسین (ع)، بر روی شاخه­های درخت خرما قرار گرفته و به محل دفن حمل شده است .

با آنکه نخل شباهتی بر درخت نخل خرما ندارد، آن را به نام این درخت می­نامند. شاید به علت آنکه اصلش از جنوب غربی و بین­النهرین است. نخل شباهت بسیاری به درخت سرو دارد و سرو در فرهنگ عامه یعنی جاودانگی و رشادت و زندگی اخروی و آزادگی که یادآور روحیات و خصایص امام حسین (ع) است . همچنین این مراسم بازتابی است از "نقل از حکایت واقعه کربلا"

 از تعاریف دیگر اینکه : نخل، تابوت و یا نخل ماتم آرایشی است که بر تابوت مردگان سازند و درخت خرما  و نخل در واقع حجله مانندی است که از چوب می‌سازند و با انواع شال‌های ابریشمی و رنگارنگ و پارچه­های قیمتی و آئینه و چراغ و گل و سبزه و .. می‌آرایند و در فرهنگ نظام نخل را اینگونه معرفی می‌نمایند: نخل، تابوت بزرگ و بلندی است که بر آن خنجر و شمشیر و پارچه‌های قیمتی و چندین آئینه بسته شده و در روز عاشورا به عنوان تابوت امام حسین (ع) حرکت داده می‌شود و چون شبیه به درخت خرما ساخته می‌شود . 

 به تعریف دیگر نخل، یک سازه چوبی است که قسمت جلو و عقب آن از قطعات کوچک چوب به شکل نخلی بزرگ و شبکه، شبکه ساخته شده و وسط آن با چوب اسکلت بندی شده است. برای پایه‌های آن، چهار قطعه چوب به صورت عمودی در چهار طرف و برای بلند کردن آن چند قطعه چوب به صورت افقی تعبیه شده است.

 نخل برداري:

مراسم نخل برداري نيز همچون تشکيل هيئت‌هاي عزاداري، داراي قواعد و قوانين خاص خود است؛ مثلاً هر جبهه از نخل، مربوط به يک يا چند محل است، البته اگر نخل آنچنان بلند و سنگين باشد؛ مانند نخل «ميدان بعثت» و «ميدان امير چقماق» يا نخل «حسينيه شاه ولي» شهر «تفت» که ارتفاع آن به يازده متر مي‌رسد.

          عكس سمت راست:   نخل ميدان شاه يا نخل ميدان بعثت يا سيد مصطفي خميني امروزي که به نخل نعمتي ها هم معروف است؛ اين نخل بزرگترين نخل شهر يزد است که ارتفاع آن 9 متر و اضلاعش 12 در 12 متر است؛ هر دو عکس مربوط به دهه 1340 مي باشد.

عکس چپ: نخل ميدان امير چقماق که به نخل حيدري‌ها نيز معروف است؛ بلندي اين نخل 8.5 متر و اضلاع آن نيز 8.5 در 8.5 متر است؛ مشهور است که 450 سال عمر دارد و متعلق به عصر صفوي است؛ در اين عکس نخل با روپوش سياه پوشانيده شده که از رسم هاي محرم و صفر است و اطراف ديگر اين پارچه نقش سرو و شير و خورشيد است و خود اين پارچه موقوفه علي اصغر گرجي به تاريخ 18 تير 1193 ه.ش. است که تا دهه 1350 از آن استفاده مي‌شد.(كاظميني، 1381)

 در مورد ساعت نخل برداري نيز زمان‌هاي متفاوتي وجود دارد؛ مثلاً در محله «کوچه بيوک» يزد در صبح عاشورا، در «خير آباد» در يک ساعت به ظهر عاشورا، در شهرستان «اشکذر» نيز در عصر عاشورا و در ساير جاها نيز کمابيش در همين ساعات، نخل برداري صورت مي‌گيرد.

گفتني است که چند سالي است در برخي جاها، نخل کوچکي را تهيه و به گروهي از نوجوانان مي‌سپارند تا پيشاپيش نخل بزرگ به حرکت درآورند، تا هم نوجوانان براي رفتن به زير نخل بزرگ در سال‌هاي آينده تمرين کنند و هم بر عظمت نخل برداري، افزوده، و دل‌هاي بيشتري رقيق شود.

نخل ميدان امير چقماق را تنها آذين بندي مي‌نمايند و چندين سال است که به دليل کهن بودن و امکان شکسته شدن، آن را تکان نداده‌اند. نخل ميدان بعثت در حد تزيين و انجام مراسم شام غريبان از آن استفاده مي‌کنند و تکان داده نمي‌شود؛ البته وجود شبکه‌هاي برق و مخابرات را در جابجا نکردن نخل‌ها نبايد ناديده گرفت.

 نخل و جايگاه آن در فرهنگ عزاداري مردم يزد:

مراسم نخل‌بندی و نخل‌گردانی در یزد که در اصطلاح محلی بدان "نقل" نیز گفته می­شود، بدین صورت است که چند روز پیش از شروع ماه محرم ، خادمان حسینیه و اعضای هیئت‌ها، به تزئین و آذین بستن نخل می‌کنند. آذین بندی نخل چند روز  به طول می‌انجامد. در طول این مدت، خدام، زیورآلات و وسایل مربوط به تزئین نخل را از انبار، بیرون آورده و تمام روز را با پاهای برهنه به این امر می‌پردازند. بستن نخل نیاز به مهارت و سلیقه خاص دارد و خادمان، شیوه­های آن را از پدر و اجداد خود آموخته­اند. بدین صورت که یک طرف از بدنه آنرا با آئینه‌هایی کوچک و بزرگ آذین می‌بندند که نمایانگر نور افشانی پیکر حضرت امام حسین (ع) در آن است. طرف دیگر نخل تماماً روکش پارچه سیاهی دارد که شمايلي از درخت سرو به رنگ سبز در وسط قسمت سیاه پوش نصب شده است .

سرتاپای آن سر تیز دشنه‌ها یا شمشیرهایی در آن فرو رفته و آن هم نمودی است از تیرها و زخم‌هایی که بر پیکر سرو مانند حضرتش وارد گشته است. در دو طرف دیگر به صورت قرینه، پرده سیاهی آویخته می‌شود که بر روی آن شکل شیر و بدن بی سر آغشته به خون نقاشی یا تکه دوزی شده است. درحالی‌که شیر با دهان خود بر آن بدن بوسه می‌زند و یا باقیمانده نوک دشنه‌ها و نیزه‌ها را از بدن مطهر خارج می‌کند.

درهنگام نخل‌گردانی یکی از سادات بر بلندای نخل قرار می‌گیرد و با صدای ضربات سنج و يا حسین، نخل‌گردانان را هدایت می‌کند.  براي برپايي اين مراسم، اطراف حسينيه‌هايي كه براي عزاداري از قبل آماده شده را با پارچه‌هاي سبز و مشكي سياه پوش مي‌كنند «نخل» در اين مراسم، به معناي "تابوت" است و اين نخل، تابوت سيدالشهدا شناخته مي‌شود. اسكلت عظيمي از چوب به شكل يك برگ درخت و با آنكه شباهتي به درخت خرما ندارد؛ نخل از كنده قطور درختان با استفاده از هنر باقي مانده از دوران كهن، ساخته شده است. دو طرف نخل به صورت مشبك، از چوب ساخته شده و بوسيله چوب‌هاي ديگر به هم مرتبط هستند دو روي نخل با آيينه، تزيين شده است. در يك طرف نخل و در وسط آن، شاخه‌هاي سرو، بسته مي‌شود كه با استفاده‌ از چوب‌هاي كوچكي در اندازه‌هاي مختلف ساخته شده است اين چوب‌ها كه به طور منظم و مورب در كنار هم چيده شده‌اند به شكل درخت سرو در آمده است. چوب‌هاي كنار آن نشان از كثرت تيرهايي است كه بر بدن مبارك آن حضرت اصابت كرده است اطراف نخل با چراغ‌هاي رنگارنگ تزيين‌ و پارچه‌هاي سياه بزرگي نيز بر اندام آن كشيده مي‌شود پس از آنكه بدنه نخل با پارچه سياه پوشانده شد، روي پارچه‌ها را شمشير بندان مي‌كنند و بر روي آن صدها شمشير و خنجر برهنه طوري مي‌بندند كه جلو و عقب نخل «آجين شمشير» گشته ‌و هيكل چوبي نخل چنان آراسته مي‌شود كه هيبت آن هر بيننده‌اي را به حيرت وا مي‌دارد.

هر کدام از عناصر به کار برده شده در نخل را نمادی از یک حادثه و متعلق به شخص خاصی در حادثه کربلا دانسته :

·      چوب نخل، به عنوان جنازه سید الشهدا (ع)

·      سیاه پوش کردن، به عنوان پارچه سیاه روی جنازه

·      شمشیر و نیزه­ها به علامت تیر و نیزه­های وارد شده بر بدن امام حسین (ع)

·      سرو نخل، به عنوان قد و قامت علی اکبر (ع)

·      آینه به عنوان نور وجود مبارک امام حسین (ع)

·      علم‌هایی که بر نخل بسته می­شود به عنوان علمدار امام حسین (ع)

·      پارچه­های زینتی که بر نخل می بندند به عنوان حجله حضرت قاسم (ع)

·      زنگ‌هایی که قدیم می‌بستند به عنوان زنگ کاروان امام حسین (ع)

·      عزادارانی که نخل را بر می‌دارند به عنوان تشییع کنندگان

·      سرطوق بالای نخل به عنوان کاکُل علی اکبر (ع)

پس از آذين‌بندي و سياه پوش كردن نخل، معمولاً در شب عاشورا با انبوه جمعيت و عزاداران و هيئت‌هاي مختلف، اندکي نخل را براي آزمايش و تغيير وضعيت، جابجا مي‌نمايند تا در روز عاشورا، مشکلي حادث نشود. البته اين دقت، در مورد نخل‌هاي بسيار بزرگ اعمال مي‌شود.

در روز عاشورا با توجه به عادت و يا قرارداد عرفي‌اي که ميان هيئت عزادار، از قديم وضع شده، در ساعت معيني از روز، عمل نخل برداري صورت مي‌گيرد. بدين صورت که غالب کساني که مي‌خواهند شانه خود را به زير نخل ببرند، مقداري پنبه، پشم، کاه، پارچه و يا هر جسم نرم ديگري را داخل دستمال‌هاي بزرگ پيچيده، آن را به سر يکي از کتف‌هاي خود مي‌بندند تا هنگام شانه بردن به زير چوب‌هاي حمال، شانه‌اشان آسيبي نبيند و فشار سنگيني نخل را بهتر تحمل نمايند. سپس به دستور شخصي با تجربه و سالمند که عموماً از سادات است، افراد به نسبت توانايي شان، با پاي برهنه، دور تا دور و داخل پايه‌ها و چوب‌هاي حمال نخل، تقسيم شده، جايگزين مي‌شوند و در زماني مناسب، به دستور آن فرد رهبر، با ذکر «يا حسين، يا حسين»، مسافت تعيين شده را پيموده و دوباره به جايگاه اوليه نخل باز مي‌گردند. البته در زمان فعلي مرسوم شده که سه دور اين حرکت جابجايي پياپي صورت مي‌گيرد؛ لکن نقل قول شده که در قديم به جهت تبرک چهارده معصوم، نخل را چهارده مرتبه مي‌گردانده‌اند. (كاظميني، 1381)

ناگفته نماند که شخص راهبر و فرمانده نخل، در پهنه سرو مانند نخل، بر روي يکي از چوب‌هاي نخل، با آويختن شال عزا به گردن، مي‌ايستد و با حرکات دست، نخل بران را در جابجايي نخل، هدايت مي‌کند؛ و يک يا دو نفر هم به نوک يا راس نخل، بالا مي‌روند و در هنگام حرکت نخل،  يکي، اذان مي‌گويد و ديگري، اشعار حماسي يا ابياتي از دوازده بند مشهور محتشم کاشاني را مي‌خواند. ضمناً در هر دور يا رفت و برگشت نخل، تعدادي شتر، گاو و گوسفند نذري، قرباني مي‌شوند تا پس از ختم مراسم، بين نيازمندان، تقسيم و يا با پخت آش گندم از گوشت دام‌هاي قرباني، مردم را به خوردن آش گندم يا آش حسيني، مهماني نمايند. همچنين در هنگامي که نخل از حرکت باز مي‌ايستد يا پيش از حرکت دادن، بعضي از مردم با پخش نقل يا نخود برشته و مانند آن، نذر خود را ادا مي‌نمايند.

هرچند امروزه نخل‌هایی با این وسعت تزئین کمتر دیده می‌شود و فقط در حد سیاه پوش کردن و تزئینات ساده بسنده می‌شود. ولی باز، نخل‌بندی و نخل گردانی، آئینی با شکوه است که با عظمت خاصی در بین یزدی‌ها برگزار می‌شود.

 نخل‌های بزرگ‌، پس از تزئین، به چندین تُن وزن می‌رسد و معمولا برای بلند کردن و حرکت آن نیروی بسیاری لازم است. بعد از نماز ظهر روز عاشورا ده­ها تن از مردان محل با جامه مشکی، زیر پایه­های نخل رفته، و آن را با عظمت تمام به حرکت در می‌آورند و چون جنازه­ای باشکوه، آن را از میان موج جمعیت عزاداران عبور می‌دهند . عزاداران معمولا با پاهای برهنه، نخل را تا مسیری حمل کرده و یا آن را سه مرتبه (به نیت سه روز نعش بی جان آن حضرت كه در صحرای کربلا قرار داشت) و دور شش ضلعی (به نیت حرم شش گوشه آن امام) به نام «کَلُک» که در وسط حسینیه ساخته شده می‌چرخانند.

در خصوص حمل و گردانیدن نخل‌ها، یکپارچگی و اتحاد خاصی حاکم می‌باشد که هر بیننده­ای را متحیر و مجذوب می­كند. و در آن نوعی تقسیم کار، نظم و قانون وجود دارد که همه عزاداران تابع آن هستند. برای برداشتن نخل در آبادی‌های مختلف، تقسیم کار جالبی وجود دارد که در برخی محلات این سنت هنوز به دقت انجام می‌شود. به گونه­ای که بلند کردن هر پایه نخل، مخصوص صنف، طایفه، یا اهل محل خاصی بوده و کسی حق سرپیچی از آن موازین را نداشته و معمولا این حق موروثی بوده است. مثلا در نصرآباد پیشکوه یزد، هنگام برداشتن نخل، هر پایه مخصوص صنف­های نجار، آهنگر، قصاب، دباغ، سرّاج، میرآب و کسان دیگر بوده و امروزه نیز این رسم تاحدودی در این محله و همچنین میبد و تفت و برخی نقاط دیگر  پابرجاست .

به نظر می‌رسد عمومیت این مراسم و شهرت نخل در سراسر ایران از سایر رسوم و نشانه‌ها بیشتر است و با توجه به مشاهدات و مطالعات می‌توان گفت که در اغلب نقاط ایران مردم یا نخل دارند و یا آن را می شناسند.

به طوري كه، وسعت حضور و اجرای این آیین، مرزهای ایران را درنوردیده و به وسعت جهان و فرهنگ مسلمانان شیعه برگزار می‌شود به عنوان نمونه در کشورهایی همچون جزایر کارائیب، پاکستان و هندوستان به شکل «تعزیره» نمود می‌یابد.

 

مراسمی مشابه نخل‌گردانی در پاکستان:

تعزیره، تا حدودی شبیه نخل کشور ماست که آن را به زیباترین شکل تزئین می‌کنند و در شهرها می‌گردانند و مرم به دنبال آن به عزاداری می‌پردازند و در نهایت در ظهر عاشورا، این تعزیرها را به دریا و رودخانه می‌اندازند و اعتقاد دارند زمانی که آنها بر اثر برخورد با آب متلاشی می‌شوند، روح امام حسین (ع) به آسمان صعود می کند.

در کشور خودمان اصلی‌ترین مراکز برگزاری این رسم باشکوه و پررمز و راز به طور عمده در شهرها و آبادیهای مختلفي است كه بیشترین، گسترده‌ترین و شاخص‌ترین نخل‌ها در استان یزد، متمرکز هستند. مراسم نخل برداری از ویژگی‌های منحصر به فرد مراسم محرم و عزاداری در یزد محسوب می‌شود که اين مراسم، با همکاری و همیاری گوناگون اهالی در تمام مراحل برگزاري مي‌شود.

 پيدايش نخل و وجه تسميه آن:

در خصوص پیدایش نخل و وجه تسمیه آن روایات‌ها و نظراتی زیادی مطرح است که :

·        نخل اقتباس از خیمه مجمع حضرت موسی (ع) است و با اقتباس از تابوت عهد می‌باشد ( صندوقی که خداوند بر مادر موسی (ع) فرستاد تا او را در آن قرار دهد، بعدها این تابوت به دست قوم وی افتاد و از آن نگهداری نموده و بدان تبرک می‌جستند.)

·         نخل به خیام امام حسین (ع) اشاره دارد و می‌خواهد خاطره خیمه‌های حرم آن امام را در کربلا مجسم کند .

·        نخل یادآور گهواره  امام حسن (ع) و امام حسین (ع) است .

·        چون بدن مطهر امام حسين را بدون تشییع به خاک سپرده‌اند، شیعیان همه ساله به جبران، این رسم را تکرار می‌کنند. و حجیم بودن نخل بیانگر عظمت و بزرگواری آن امام است.

 معمولاً پس از اتمام مراسم نخل برداري، عزاداران تا غروب آفتاب به عزاداري ادامه مي‌دهند و پس از غروب آفتاب و اذان مغرب و خواندن نماز، مراسم شام غريبان را با حدت و تجسم غربتي خاص، با رفتن از اين محل به آن محل در حالي که تعدادي از عزاداران به ويژه کودکان، شمع در دست به نشانه تاريکي بيابان کربلا و پراکنده شدن کودکان خردسال خانواده امام حسين(ع) در آن بيابان در غروب عاشوراي سال شصت هجري قمري، به مراسم دهه اول ماه محرم خاتمه مي‌دهند.

به گفته «محسن خرمشاهي»: «نخل یک سازه چوبی است که قسمت جلو و عقب آن از قطعات کوچک چوب به شکل نخلی بزرگ و شبکه شبکه ساخته شده و وسط آن با چوب اسکلت بندی شده است و برای پایه‌های آن، چهار قطعه چوب به صورت عمودی در چهار طرف و برای بلند کردن آن چند قطعه چوب به صورت افقی تعبیه شده است به طوری که برای بستن آن، تعدادی از خدام حسینیه از صبح هشتم محرم دست به کار می‌شوند و آنها بر روی پارچه مشکی و در جلو و عقب آن، خنجر، آیینه‌های بزرگ و نیز یک سازه چوبی به شکل سرو در جلو و عقب نصب می‌کنند و این کار تا ظهر روز نهم محرم (تاسوعا) ادامه می‌یابد.

وي مي‌افزايد: «مردم و عزاداران هر کدام از عناصر به کار برده شده در نخل را نمادی از یک حادثه و متعلق به شخص خاصی در حادثه کربلا می‌دانند.»

علاوه بر ارداتمندان استان یزد به مراسم عزاداری امام حسین(ع) بسیاری از توریست‌های کشورهای خارجی و حتی مردم سایر نقاط کشورمان برنامه سفر خود را به نحوی تنظیم می‌کنند که در روز عاشورا در استان یزد باشند. زیرا مراسم نخل‌گردانی را یکی از پرشور ترین مراسم عزاداری امام حسین (ع) می‌دانند.

البته این مراسم در شهرستان‌هایی نظیر «تفت»، «مهریز» و «یزد» بسیار ویژه با شکوه خاصی نسبت به سایر شهرستان‌ها برگزار می‌شود و جمعیت بسیاری حتی از مرکز استان برای تماشای این مراسم به تفت و مهریز می‌روند. این فرهنگ و باور مردم استان یزد همچنین مراسم ویژه عزاداری به عنوان یکی از فرهنگ‌های ملی در فهرست آثار معنوی سازمان میراث فرهنگی به ثبت رسیده است.

اما اين سوال همواره در ذهن‌ها مي‌ماند که؛ مگر چند سال از مرگ پيامبر گرامي اسلام (ص)  و جد بزرگوار حسين بن علي(ع)  گذشته بود که مسلمانان اين گونه رنگ عوض كرده و وصاياي آن حضرت را به فراموشي سپردند و چنان کردند که تاريخ از جواب دادن شرم دارد.

 نخل برداري يزدي‌ها از نگاه ديگران:

 1.      خانم مريت هاکس:

خانم «مريت هاکس»، نويسنده کتاب «ايران، افسانه و واقعيت» که در اواخر زمستان 1933ميلادي برابر با سال 1311ه.ش،  به ايران آمده و از يزد ديدن کرده است؛ چنين مي‌نويسد: «مردم مسلمان يزد، بسيار متعصب‌اند. امسال وقتي از سوي دولت، دستور رسيد که دسته‌هاي عزاداري، مجاز نيستند نخل‌هاي بزرگ و آيينه کاري شده حامل پيکر امام حسين را همراه خود حرکت دهند، آشوب‌ها برخاست و چون مردم اطلاع يافتند که دسته‌هاي عزاداري به هيچ وجه نبايد تشکيل شود و به هيچ کس اجازه زنجير زدن يا قمه زدن داده نمي‌شود، آشوب‌ها شدت يافت؛ زنان در ميدان شهر جمع شده و به شهرباني حمله کردند و پاسبان‌ها فقط پس از رسيدن پنجاه سرباز مسلح توانستند از پرتاب سنگ آنها جلوگيري کنند و آن سال، نخل برداري مفصل، صورت نگرفت». (كاظميني، 1381)

 

2.      عبد الحسين آيتي تفتي:

استاد عبدالحسين آيتي تفتي ۩

استاد عبد الحسين آيتي تفتي در كتاب «تاريخ يزد» چنين مي‌نويسد: «نخل‌بندي در يزد، آن هم از قديم، رايج بوده؛ ولي نه به اين صورت و مقصد، بلکه مخصوص بوده است به آرايش کمي از گل‌هاي مصنوعي که حامل آن را «نخل» و گل کاري آن را «نخل بندي» مي‌گفته‌اند که براي جشن‌ها و سورها و ماتم‌ها از آن استفاده مي‌کرده‌اند. در جلوي عروس، نخل حرکت مي‌داده‌اند که از گل‌هاي طبيعي يا مصنوعي، نخل‌بندي شده بود. در بردن جنازه ميت هم آنگونه نخل‌بندي‌ها، بوده است.

همچنين استاد آيتي مي‌گويد: «نخل و نخل بندي در همه ايران رايج است، ولي در هيچ شهر و شهرستان، مانند يزد و تفت، پرهياهو نيست. در يزد دو نخل بزرگ که هنوز اسکلت آنها در دو ميدان مير چقماق و ميدان شاه (ميدان بعثت) موجود است و گويند قدمت نخل مير چخماق، بيشتر، و چهارصد سال از عمر آن گذشته است. در تفت هم نظير يزد، عيناً دو نخل بزرگ وجود داشته و دارد که يکي در «محله گرمسير» و ديگري در «حسينيه شاه ولي» تفت است.

 

عکسي قديمي و بسيار با ارزش از مراسم نخل برداري عاشورا در ميدان امير چخماق يزد مربوط به سال هاي حدود 1280 ه.ش. برداشته شده توسط کشيشان مسيحي انگليسي در يزد؛ اين عکس از بالاي تکيه امير چخماق برداشته شده است؛ آن روز ها پيش از ساخت خيابان‌هاي شاه يا قيام امروزي و پهلوي يا امام خميني امروزي ميدان اينگونه بوده و سه طرف غرفه سازي بوده است؛ سردر مسجد امير چقماق در سمت چپ عکس گوياي اندازه و وضع ميدان هست.

 

تشريفات اين چهار نخل بزرگ، اينگونه بوده که از روز پنجم محرم، شروع مي کرده اند به بستن آن نخل‌ها که تا شب عاشورا، آيين آذين‌بندي آنها، اتمام مي‌شده است. علم‌هاي بزرگ چوبي يا آهني و پارچه‌هاي گرانبها بر آن بسته و شال‌هاي ترمه و زينت‌هاي ديگر بر آن افزوده و قريب بيست نفر هم در درون نخل از پايين تا بالا بر تيرها سوار شده، بر وزن آن مي‌افزودند؛ و از صبح تا عصر عاشورا، اين تشريفات تکميل مي‌شد و از ظهر، دسته‌هاي مردم شروع مي‌کردند به آمدن؛ بعضي براي حرکت دادن نخل و بعضي براي تماشا و عزاداري. آنها که حامل نخل بودند، به سر شانه‌هاي خود، پارچه‌هاي بسياري که چون متکا بود، بسته بودند. اقلاً دو تا سه هزار نفر از اينگونه مرد جوان و قوي بنيه در برداشتن نخل، شرکت مي‌کردند. تيرها يا پايه‌هاي زير نخل پر مي‌شد و جمعيت از صحن و بام و اطراف ميدان، چنان احاطه داشتند که عبور از وسط آنها، ممکن نبود يا مشکل بود. طرف عصر که همه مقدمات، فراهم شده و جمعيت به قدر لزوم به زير نخل رفته بودند، سردسته‌ها با صداي بلند، خبردار گفته و صدا در صدا پيچيده، با صداي سوم، نخل حرکت مي کرد و آن کوه باعظمت بر شانه‌ها، به شمال و جنوب ميدان آمد و شد کرده، هفت يا نه و گاهي يازده مرتبه از اين طرف ميدان تا آن طرف که پانصد قدم فاصله بود، مي‌بردند و باز مي‌آوردند و اين رويه در يک ساعت از روز، در هر چهار ميدان يزد و تفت، معمول و مجري مي‌شد.

البته در فلسفه اين عمل مي‌گويند از آنجا که سيد الشهدا را در کربلا کسي تشييع نکرده، همه ساله، بعد از ظهر عاشورا، دوستان آن حضرت اين عمل را مجري مي‌دارند کنايه از تشييع جنازه و جبران بي مهري دشمنان و خلاصه اينکه يک نوعي از اظهار وفا و ارادت دوستان و شيعيان حسين بن علي(ع) است. آيتي در بخش ديگري از کتاب، نخل برداري را از ايران نمي‌داند و آن را به برخي فرقه هاي هندي مربوط مي داند.(همان منبع)

 

3.     علي اصغر مهاجر :

در کتاب «يزد در سفرنامه ها» گردآوري «اکبر قلمسياه»، به نقل از سفرنامه «علي اصغر مهاجر»، در مورد نخل در يزد آمده است که: «... مقدار تير و چوبي که در ساختمان آن به کار رفته، با تخمين نزديک به تحقيق، مصالح چوبي پنج خانه يزدي را تامين مي‌کند و عجب است که هيچ معماري در شهر يزد به اين فکر نيفتاده و هيکل آن، دست نخورده در گوشه ميدان خوابيده است. گاهي ثقالت برخي از آثار، مايه دوام و بقاي آنها مي شود و اولياء امور را از وسوسه صرف وجوه، نجات مي‌دهد. به يقين نخل، يکي از اين آثار است و شايد يکي از درشت‌ترين آنها باشد و اگر ايراد شود که چرا مردم زحمتکش و فقير يزد، مانند تهي دستان شهر هاي ديگر ايران، با آنکه خود در خانه‌هاي محقر و گلين زندگي مي‌کنند، چنين چيزهايي عظيم و کم مصرف مي سازند؟ مي‌گوييم به همان دليل که مردم اصفهان، «مسجد شيخ لطف الله» و «مسجد شاه» و «عمارت عالي قاپو» و «چهل ستون» ساخته اند و به همان دليل که «پارنتون» و «معبد زئوس» در «آتن»، «سن پطر» در «واتيکان» و «نتردام دوپاي» در «پاريس» به وجود آمده؛ به همان دليل ...!

از نظر مهاجر، انگيزه پديد آمدن اينگونه آثار غول آسا در سراسر دنيا، يکسان است. اينها به منزله اتاق مهمان خانه هر ملت است. غريبه را در اين اتاق‌ها پذيرايي مي‌کنند تا وسعت زندگي خود را در مقياس آنها، نمايش دهند. هر کس به سرزمين بيگانه مي رود، اگر قصد اقامت نکند، از درون اينگونه آثار به زندگي مردم آن سرزمين نگاه مي کند. پس چه بهتر که آنها را هرچه بزرگتر و نظرگير تر بسازند.

اسکلت نخلي که در ميدان امير چقماق افتاده، گرچه امروزه همراه با شعاير تند مذهبي در پس گرد و خاک کهنه ساز زمان پنهان شده است، ولي در حد خود، اثري است عظيم. پيداست که مردمي غيرتمند و فقير از نان و آب خود مايه گذاشته‌اند و دسته جمعي، اين عماري سنگين وزن را ساخته اند تا در ايام عزاداري، نمايشي شايسته شهر خود بدهند».(همان منبع)

 4.     جلال آل احمد:

«جلال آل احمد» در سفرنامه خود به يزد چنين آورده است: «يزد از يک نظر، موزه ابزار عزاداري محرم است. سه چهار تا نخل بزرگ در گوشه و کنار شهر است. در روزگاري که آسمان شهر را، شبکه بندي درهم و برهم سيم کشي‌هاي برق و تلفن، مغشوش نکرده بود، براي حرکت دادن هر کدام از آنها، دست کم صد مرد لازم بوده است؛ اما سيم‌هاي تمدن در آسمان شهر، پاي اين نخل‌ها را مدت‌هاست به زمين کوبيده و اکنون هر کدام، به گهواره مشبکي مي‌مانند که انگار روزي اسباب بازي غولي بوده و گمان مي کني از وقتي دوران جن و پري و افسانه هاي گرز صد من رستم، تمام شده است، اين بازيچه‌ها نيز دل غول بچه ها را زده‌اند که در گوشه‌اي شان انداخته‌اند و رفته‌اند؛ نخل ميدان شاه، نخل ميرچقماق و ديگر نخل‌ها که اسمشان را فراموش کردم. خودشان نخل را «نقل» مي‌گفتند». (همان منبع)

 5.     فرد ريچاردز:

«فرد ريچاردز» در سفرنامه خود نوشته: «در يزد مراسم محرم با چنان شور و حرارتي برگزار مي‌شود که بعضي اوقات به يک نوع جنون مذهبي مبدل مي‌گردد. در ميدان که مقابل مدخل اصلي بازار واقع شده، چوب بست بزرگي تعبيه شده که نماينده يک نوع تابوتي است به نام «نخل»؛ و هر سال آن را با شال و آيينه مي‌پوشانند. اين دستگاه عجيب و غريب به وسيله صدها تن مرد، دور ميدان حمل مي‌شود. اين مردان در زير نخل اجتماع مي‌کنند تا ثواب حرکت دادن آن نصيبشان شود؛ گرچه تصور مي‌کنند که اين نخل توسط «حضرت فاطمه» حرکت مي‌کند.

مسلمانان متعصب يزد، اين مراسم برجسته را در يک محيط خفه کننده‌اي به مورد اجرا مي‌گذارند. اين دستگاه يا چوب بست، از قطعات عظيم چوب که وزن آنها نيز خيلي زياد است، ساخته شده و به قدري بزرگ است که نمي‌توان آن را از ميدان خارج کرد و يا از در اصلي بازار که به کوچه منتهي مي‌گردد، داخل کرد». (همان منبع)

 پايان

مرداد ماه 1389

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع:

 

·        پویا ، سید عبدالعظیم: «جستاری درباره نخل و نخل­برداری در یزد»، مجموعه مقالات نخستین همایش محرم و فرهنگ مردم ایران، 1379

·        دهخدا، علي اکبر؛ «لغت نامه»؛ زير نظر محمد معين و سيد جعفر شهيدي؛ تهران؛ دانشگاه تهران؛ دوره جديد؛ 1373؛ ج 13

·        كاظميني، ميرزا محمد، «نخل»، نشر ريحانه الرسول، اسفند، 1381

·        قاسمی ندوشن، حمیدرضا، «محرم ندوشن»، انتشارات مصباح، 1380

·        وکیلیان ، سید احمد  "محرم و فرهنگ مردم"

·        اسلامي ندوشن، محمد علي؛ «سرو سايه فکن، درباره فردوسي و شاهنامه»؛ تهران؛ انجمن خوش نويسان ايران

·        افشار، ايرج؛ «يادگارهاي يزد»؛ تهران؛ انجمن آثار ملي؛ 1348

·        حسن، زکي محمد؛ «تاريخ نقاشي در ايران»؛ ترجمه ابوالقاسم سحاب؛ تهران؛ سحاب؛ 1328

·        فريشلر، کورت؛ «امام حسين و ايران»؛ ترجمه ذبيح الله منصوري؛ تهران؛ جاويدان؛ 1351

·        قلمسياه، اکبر؛ «يزد در سفرنامه‌ها»؛ تهران؛ سبز رويش؛ 1375؛ ج دوم .

·        گلباف بنادکي، محمد امين؛ «فرم و فضا در نخل ماتم يزد»، پايان نامه کارشناسي نقاشي؛ دانشگاه هنر، دانشکده هنر هاي تجسمي؛ 1375

·        ملک ثابت، محمد حسن؛ «نخل و نخل گرداني در يزد»، ميراث فرهنگي يزد؛ 1373

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 12:55  توسط مجيد باروت كوب زاده   |