وب نوشته‌هاي مجيد باروت‌كوب زاده

گونه‌هاي مختلف مخاطبان

تاريخ رسانه‌هاي جمعي نشان مي‌دهد كه مخاطبان مي‌توانند هم بر آمده از خود جامعه باشند و هم از رسانه‌ها و محتواهاي آنها. به عبارت ديگر، اين خواست مردم است كه عرضه توليدات خاص را بر مي‌انگيزد يا اينكه رسانه ها هستند كه مردم را به سوي آنچه برايشان برگزيده‌اند، جلب مي‌كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393ساعت 10:45  توسط مجيد باروت كوب زاده   | 

نظريه‌هاي  مربوط به مخاطبان وسايل ارتباط جمعي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393ساعت 10:42  توسط مجيد باروت كوب زاده   | 

«سواد رسانه‌ای»، در یك تعریف بسیار كلی عبارت است از؛ یك نوع درك متكی بر مهارت كه  براساس آن می‌توان انواع رسانه‌ها و انواع تولیدات آنها را شناخت و از یكدیگر تفكیك و شناسایی كرد. تاريخچه پيدايش سواد رسانه‌اي، به سال 1965 باز مي‌گردد. مارشال مك‌لوهان اولين بار در كتاب خود تحت عنوان «درك رسانه: گسترش ابعاد وجودي انسان»، اين واژه را بكار برد و نوشت: «زماني كه دهكدۀ جهاني تحقيق يابد، لازم است انسان‌ها به سواد جديدي بنام سواد رسانه‌اي دست يابند».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393ساعت 10:39  توسط مجيد باروت كوب زاده   | 

واژه مخاطب، در پس كاربرد عاميانه‌اش، پر است از اختلافات در معني، بدفهيمي‌ها، و اختلافات نظري. مشكلات فوق عمدتاً از اين حقيقت ناشي مي‌شوند كه واژه ساده و يگانه مخاطب براي اشاره به واقعيتي به كار مي‌رود كه به طور روز افزون در حال پيچيده‌تر و متنوع‌تر شدن است و مي‌تواند پذيراي صورت‌بندي‌هاي نظري متضاد باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393ساعت 10:28  توسط مجيد باروت كوب زاده   | 

سلام بر همه فرا رسيدن مهر ماه، ماه مهر و علم و اخلاق بر همه دوستان مبارك باد

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مهر 1393ساعت 14:59  توسط مجيد باروت كوب زاده   | 

انسانها چهار گروه اند:

دسته اول: آنانی که وقتی هستند، هستند. وقتی نیستند هم، نیستند. عمده آدمها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته دوم: آنانی که وقتی هستند، نیستند. وقتی که نیستند هم نیستند. مردگانی متحرک  در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند. بی شخصیت و بی اعتبارند. هرگز به چشم نمی آیند. مرده و زنده شان یکی است.

دسته سوم: آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند. آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تأثیرشان را می گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

دسته چهارم: آنانی که وقتی هستند نیستند؛ وقتی که نیستند هستند. شگفت انگیزترین آدمها در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشکوه اند که ما نمی توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما می روند، نرم نرم، آهسته آهسته درک می کنیم. باز می شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم. هزار حرف برایشان داریم. اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم قفل بر زبانمان می زنند. اختیار از ما سلب می شود. سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان محو می شویم و درست در زمانی که می روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هرکدام از ما، به تعداد انگشتان یک دست هم نرسد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم فروردین 1393ساعت 21:23  توسط مجيد باروت كوب زاده   | 

این چشمه در فاصله 6 كيلومتری شهر تفت و در كنار راه آسفالته يزد- شيراز واقع شده و ارزش و اهميت گردشگری خاصی برای علاقه‌مندان دارد. اين چشمه غالباً از اوايل بهار تا اواخر تابستان دارای آب نسبتاً خوبی می‌باشد و با شروع فصل پاييز آبدهی آن كم می‌شود و به همین دلیل است که نام این چشمه را «تامهر» گذاشته‌اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم فروردین 1393ساعت 10:38  توسط مجيد باروت كوب زاده   | 


احسان جان

امروز  (ششم فروردین) روز تولد توست و من و مادرت  هر روز بیش از پیش به این راز نهفته در عنایت خدای متعال پی می بریم که تو و خواهرت به دنیای ما هدیه شده اید تا زیباترین لحظه ها را برایمان خلق کنید . . . از این بابت خالق هستی را شکرگزاریم

تولدت مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم فروردین 1393ساعت 9:45  توسط مجيد باروت كوب زاده   | 

بايد كه لهجه كهنم را عوض كنم

اين حرف مانده در دهنم را عوض كنم

يك شمع تازه بسرايم از آفتاب

شمع قديم سوخته‌ام را عوض كنم

هرشب ميان مقبره‌ها راه مي‌روم

شايد هواي زيستنم را عوض كنم

بردار شعرهاي مرا مرهمي بيار

بگذار وصله‌هاي تنم را عوض كنم

بگذار شاعرانه بميرم از اين سرود

از من مخواه تا كفنم را عوض كنم

من كه هنوز خسته باران ديشبم

فرصت بده كه پيرهنم را عوض كنم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392ساعت 9:12  توسط مجيد باروت كوب زاده   | 

در تعريف «باورها» یا «اعتقادات» بايد گفت؛ مجموعه‌ای از افكارند که به زندگي معنا می‌بخشند. باورها ادراك ما از هستيرا می‌سازند. چنین اندیشه می‌شود که باورها نقش فرماندهی در مغز دارند و زمانی که فکر می‌کنید که امری درست است، باور شما به مغز فرمان می‌دهد تا به دنبال چیزی باشد که از اعتقادات شما حمایت کند. كه مجموعه‌اي از «نظرات»، «باورها» و « نگرش‌ها» را «ايدئولوژي‌» گويند.


برچسب‌ها: فرهنگ, نگرش, رسانه تصويري
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 10:26  توسط مجيد باروت كوب زاده   |