|
|
|
|
|
مفهوم واقعه اجتماعي از نظر اميل دوركيم برگرفته از كتاب: قواعد روش جامعه شناسي اميل دوركيم در سال 1858 يعني يك سال پس از مرگ اگوست كنت به دنيال آمد و در سال 1917 ديده از جهان فروبست. وي تحصيلات خود را در دانشسراي عالي پاريس در سال 1882 به پايان رسانيد و ابتدا در دبيرستانها اشتغال ورزيد و بعدها با توجه به علاقه زياد وي در زمينه تفكر و مطالعه در امور اجتماعي، با مطالعه و تحقيق شخصي به مقام استادي در اين زمينه نائل شد. و سرانجام توانست آرزوي ديرينهاش را كه همان ايجاد كرسي جامعه شناسي بود در دانشگاه بردو محقق سازد. دوركيم در دوره استادي و تا پايان عمرش پيوسته به تدريس دو رشته علوم تربيتي و جامعه شناسي اشتغال داشت. وي گذشته از تحقيقات اجتماعي و نوشتن كتب مهمي در جامعه شناسي، در علوم تربيتي نيز آثار مهمي از خود به يادگار گذاشته است. نخستين تحقيق اجتماعي دوركيم كه موجب شهرت كامل او شد، رساله دكتري او با عنوان «تقسيم كار اجتماعي» بود وي در سربن از اين رساله به نحو درخشاني دفاع كرد. تأليف اين كتاب در سال 1892 و انتشار جكيده آن يعني كتاب «قواعد روش جامعه شناسي» دروكيم را در صف استادان سرين درآورد ... . ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 10:29 توسط مجيد باروت كوب زاده
|
|
||
|
|
|
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() نام مقاله: بررسي نقش اقتصاد سياسي در رسانه
اين مقاله توسط كميته علمي اولين همايش ملي مديريت و اقتصاد رسانه، به عنوان يكي از 33 مقاله برتر از ميان مقالات ارسال شده به دبيرخانه اين همايش، پذيرفته و در اولين روز برگزاري همايش (6 آبان ماه 1388) به حاضران ارائه شد كه در آينده نزديك در كتاب مجموعه مقالات همايش، منتشر خواهد شد. چكيده رشد چشمگير انواع رسانههاي جمعي در چند دهة اخير و افزايش نقشهاي اجتماعي آنها باعث شده است كه آنها از ابعاد مختلف مورد مطالعه و تحقيق قرار گيرند و يكي از مهمترين اين ابعاد بعد اقتصادي رسانهها است. رسانههاي جمعي از آغاز به عنوان يكي از نهادهاي مؤثر و مهم در جوامع نقش آفريني كردهاند و در تمامي ابعاد زندگي اجتماعي اعم از اقتصاد، سياست و فرهنگ و ... اثر گذار بودهاند. اين اثرگذاري در يكي دو دهة اخير به حدي رسيد كه توجه مديران و متوليان امور جوامع را به خود جلب كرده و آنها را در جستوجو براي يافتن شيوههاي مؤثر و كارآمد مديريت و راهبري اين دستگاههاي عظيم به تكاپو انداخت در اين مقاله به بررسي نقش اقتصاد سياسي در رسانه همراه با تحولات جهاني شدن و اينكه چه چيزي اخيراً منشأ ظهور سازههاي قدرت شده است و پيامدهاي توان رسانهها براي مداخله كردن در زندگي مردم به شيوهاي كه نابرابري اقتصادي و سياسي را بازتوليد خواهد كرد چگونه است. و اقتصاد سياسي رسانهها بايد به اين مسئله بپردازد كه قدرت چگونه ساخته شده متفاوت شده و چگونه جايگزين ميشود. همچنين به معرفي سه فرآيند در زمينه اقتصاد سياسي كه شامل كالايي سازي، فرآيندي است كه طي آن چيزهايي كه به نوعي براي استفاده ارزشمند ميباشند به كالاهايي تبديل ميشوند كه در بازار قابل مبادله باشند. و ساختاريابي، فرآيندي كه ساختارها را با عامليت اجتماعي در كنار هم قرار ميدهد. و فضايي سازي يا فرآيند غلبته بر محدوديت فضا و زمان در زندگي اجتماعي است.
كليد واژهها: اقتصاد سياسي، انشعابات رسانهها، كالاييسازي رسانهها، ساختار يابي. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 18:3 توسط مجيد باروت كوب زاده
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتي صحبت از خبرنگار ميشود؛ اولين چيزي كه به ذهنها خطور ميكند، آشوب، درگيري، زياد حرف زدن و نوشتن چيزهايي كه خاطر خيليها را آشفته ميكند. استرس، عدم ثبات كاري، چگونه گفتن و نوشتن و ... از جمله موضوعاتي است كه متقابلا خاطر خبرنگار معطوف به آنها است. اين دو كفه از ترازوي زندگي خبرنگاري است. اين روز را به تمام خبرنگاران تبريك ميگويم. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 21:47 توسط مجيد باروت كوب زاده
|
|
||
|
|
|
|
آدورنو دوركهايمر
تئودور آدورنو و ماكس هوركهايمر، دو فيلسوف جامعه شناس نئوماركسي آلماني، در سال 1930 مكتب فرانكفورت و نظريه انتقادي ديالكتيكي را كه فلسفه اجتماعي انتقادي نيز نام گرفته است با فعاليتهاي خود در مؤسسه تحقيقات اجتماعي شهر فرانكفورت و انجام پژوهشها و نگارش آثار انتقادي خويش بنيان گذاشتند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 14:52 توسط مجيد باروت كوب زاده
|
|
||
|
|
|
|
|
آرتور آسا برگر، فصل دوم از كتاب خود را «نظريه ادبي و نقد فرهنگي» نام مينهد. در اين فصل به يكي از مهمترين رشتهها يا حوزههاي مورد توجه در مطالعاتي فرهنگي يعني «نظريه ادبي» (Literary Theory) ميپردازد. او در اين بخش توجه ويژههاي به مهمترين مفاهيم مورد استفاده نظريه پردازان ادبي كرده است. مفاهيمي كه به مستقيمترين شكل در مورد ادبيات و نيز در زمينه فرهنگ به طور عام به كار برده مي شود. برگر، نظريه ادبي را زيربناي آثار تحليلي ميداند و شروع فصل به تعريف واژه «ميمسيس» يا تقليد ميپردازد. ميمسيس (Mimesis)، واژهاي لاتين به معناي «تقليد» است و يكي از مهمترين نظريههاي هنر محسوب ميشود. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 17:29 توسط مجيد باروت كوب زاده
|
|
||
|
|
|
|
![]() كتاب «نقد فرهنگي» بيست و چهارمين كتاب آرتور آسا برگر است. توانايي بي نظير وي در ترجمه نظريههاي دشوار به زباني قابل فهم اين كتاب رابه يك نوشتار مقدماتي مطلوب براي ورود به مباحث نقد فرهنگي تبديل كرده است. كتاب برگر نظريه پردازان، مفاهيم و حوزههاي موضوعي اصلي در نقد فرهنگي از نظريههاي ادبي، جامعه شناختي، و روانكاوي تا نشانه شناسي و ماركسيسم را در بر ميگيرد. نقد فرهنگي با ايجاد پيوند ميان اين نظريهها و زندگي دانشجويان جاني تازه به كالبد رشته مطالعات فرهنگي ميدمد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 10:39 توسط مجيد باروت كوب زاده
|
|
||
|
|
|
|
![]() آنتونيو گرامشي در سال 1891 در شهر «ساردينا»، ايتاليات به دنيا آمد. پدرش كارمند ثبت و مادرش زني بيسواد از طبقه روستايي بود. در دوران كودكي پدرش به دليل فعاليتهاي سياسي، از كار بيكار و روانه زندان شد. او علي رغم ضعف جسماني كه داشت مقاطع تحصيل را به خوبي سپري كرد به طوري كه پس از دوره دبيرستان، يكي از دو نفر ساردينايي بود كه توانست بورس تحصيلي دانشگاه تورينو را به دست آورد و در رشته زبان شناسي نوين مشغول به تحصيل شود. هرچند اين رشته را ناتمام رها كرد و به فعاليتهاي سياسي در حزب سوسياليست و سپس حزب كمونيست ايتاليا پرداخت و نهايتاً به دبيركلي اين حزب انتخاب شد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 11:31 توسط مجيد باروت كوب زاده
|
|
||
|
|
|
|
|
ميشكل فوكو در سال 1926 در فرانسه به دنيا آمد. پس از اخذ ليسانس در رشته فلسفه، به روانشناسي علاقهمند شد و ليسانس اين رشته را نيز دريافت كرد. در بدو ورودش به دانشگاه «اكوال نرمال» تحت تأثير شخصيت و ديدگاه آلتوسر قرار گرفت. به طوري كه در سال 1950 به توصيه او به عضويت در حزب كمونيست فرانسه درآمد. گرايشهاي ماركسيستي و علاقهمندي فوكو به كاوشهاي رواني از رهگذر بررسيهاي زبانشناسانه و شكست پديدارشناسي وجودي سارتر و مرلوپوني، او را به سوي لاكان كه تحليل رواني خود را از تركيب ساختگرايي و ماركسيسم و فرويديسم سازمان داده بود رهنمون ساخت. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 21:4 توسط مجيد باروت كوب زاده
|
|
||
|
|
|
|
|
اولين روز از اولين ترم از مجموع چهار ترم تحصيليم در مقطع كارشناسي ارشد، با گرايش «مطالعات فرهنگي» براي من به ياد ماندني است و خواهد بود.
حضور در كلاسي كه هم كلاسيهايم، طي يك ترم گذشته (نيمسال اول سال تحصيلي 88 - 87 ) با تقريباً به هماهنگي لازم براي انجام كارهاي گروهي در دانشگاه رسيده اند؛ حضور دكتر رضايي، رئيس گروه «مطالعات فرهنگي» به عنوان استاد درس نظريههاي فرهنگي و صحبتهاي اول ترم؛ دغدغههاي زندگي و ضرورت برنامهريزي منظمتر براي استفاده هرچه بهتر و بيشتر از زمان، بهتر است بگويم مديريت زمان و مديريت نظم. آنچه كه هيجان توأم با زيبايي اين حضور اول را دو چندان ميكرد؛ فكر كردن به اين موضوع كه در آن لحظه استثنايي، خانواده چهار نفره ما به طور همزمان در چهار نقطه از تهران بزرگ به تحصيل و تدريس مشغول بوند. براي همكلاسيهاي خوبم، استادان گراميم و خانواده بسيار عزيزم آرزوي موفقيت و خوشبختي دارم. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 11:25 توسط مجيد باروت كوب زاده
|
|
||